أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
233
قانون ( فارسى )
حركت شديد نيز از انگيزههاى لكهء خونى هستند . يا شايد از جوشش خون در رگها باشد . گاهى همراه لكهء خون كه از ضربت باشد ترك نازك بر كاسهء چشم آيد ، و اگر ترك در گوشتگاه باشد سالمتر است . معالجه : خون كبوتر يا شفنين « 1 » يا فاخته ( كوكو ) ، قمرى ، و بهويژه خون زير پر آنها را در چشم چكانند . تا در مرحلهء اولى است چيزهايى از بازدارندهها بياميزد . مانند گل قيموليا ، گل ارمنى ، در مرحله اخير . يكى از اين خونها را با داروى تحليلبرنده مخلوط كنند حتى اگر زرنيخ ، همراه گل مختوم باشد جايز است . شير پستان زن ، با كندر و آب شور ، بهويژه آبى كه نمك در آن حل شده ، يا نشادر با كندر به جاى نمك باشد در ديده چكد . شياف « دينار جون ؟ » بسيار نافع است . داروهاى ديگر : سنگ فلفل ، انزروت هريك ، يك جزء ، زرنيخ دو جزء ، با نمك اندرانى ، شخار سوخته ، با شراب يا سركه را ضماد كنند مفيد است . چلغوز كبوتر با سركه ، يا شراب ، يا مويز تهىشده از هسته را به تنهايى يا با سركه يا با چيزهايى كه گفته شد ، ضماد بر چشم گذارند مفيد است ؛ بهويژه اگر ورم باشد . همچنين پنير تازه و كمنمك ، پنير تازه و پوستهء ترب ، شاه افسر با خون سياوشان يا بيخ سوسن ، زعفران ، يا عدس با روغن گل و زردهء تخم ، سر گذاشتن بر آب گرم كه در آن حسل ، مرزه كوهى ، پخته باشد يا بدان كماد كنند ، يا سركه كه خاكستر در آن پخته ، يا خيس شدهء لبانه با الوا ، يا آب كاجيرهء بيابانى ، يا خيس شدهء زعفران ، يا آبپز بابونه و شاه افسر ، يا افشرهء هر دو ، يا آب برگ كلم پخته ، يا ضماد برگ كلم پخته و كوبيده . براى نوع سخت و ديرپاى بيمارى ، خردل كوبيده را با دو برابر آن پيه بز نر ضماد كنند . يا زرنيخ در شير حلشده ، يا انار در شراب پخته ضماد شود ، يا نانخواه و حسل با شير گاو ضماد گذارند . اگر همراه طرفه ترك در گوشتگاه بود ، زيره و نمك را بجاوند ، تف آن را در چشم ريزند . برگ بيد ضماد شود ، بسيار مفيد است .
--> ( 1 ) - شفتين : غمخورك . فرهنگ معين . شفنين نوعى كبوتر وحشى كه پرهاى طلايى بر گردن دارد . لاروس عربى . و صحيحش همان كبوتر است كه در لاروس تصوير هم كرده است .